حاج بهرام رحیمی
استاد حاج بهرام رحیمی
حاج بهرام رحیمی
استاد حاج بهرام رحیمی

۱۴۰۴/۱۲/۰۴

پژمان علمدارزاده

گزیده ها

« امیرالمؤمنین یعنی خوراننده غذای علمی به مومنان ».

معنای لغوی امیرالمومنین:
ابن‌منظور می‌گوید «أمیر» از ریشه «أمر» گرفته شده و به کسی گفته می‌شود که فرمان و اختیار دارد یا فرمان می‌دهد. بنابراین از نظر لغوی، امیر یعنی صاحب فرمان، فرمان‌روا یا حاکم (منبع: لسان العرب، ج۴، ص۳۳، ابن منظور، دار صادر – بیروت) و راغب اصفهانی می‌گوید «مؤمن» کسی است که دلش آرام گرفته و حقیقت را باور کرده است. از این‌رو «المؤمنین» یعنی باورمندان، ایمان‌داران یا معتقدان به خدا و پیامبر.
منبع: مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص۹۱ (ذیل ریشه «أمن») و ص۱۲۷ (ذیل واژه «إیمان»).

( احادیث و روایات ):
احمد بن عمر گويد: از حضرت ابوالحسن(علیه السلام) پرسيدم، چرا آن حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ناميده شد؟ فرمود: زيرا او مؤمنين را طعام علمي مي دهد. مگر نشنيده اي كه خدا در كتابش مي فرمايد: (و ما خانواده خود را طعام مي دهيم 64 سوره 12).
و در روايت ديگر است كه فرمود: زيرا خوراك مؤمنين از جانب اوست، او به آنها خوراك دانش مي دهد.

شرح : مار، يمير به معني طعام دادن و آذوقه خوب براي خانواده تهيه كردن است، بنابر اين كلمه امير صيغۀ متكّلم وحده از فعل مضارع است كه در اثر كثرت استعمال لقب آن حضرت گشته است و ممكن است مقصود از روايت اين باشد كه حكّام و زمامداران ديگر كه امير مردم هستند غذاي جسمي و خواربار و آذوقه معاش آنها را منظم مي كنند و در دسترس آنها مي گذارند تا زندگي حيواني آنها اداره شود ولي حكومت علي(علیه السلام) علاوه بر جنبه معاش مردم از نظر غذاي روحي و زندگي علمي و معنوي افراد مورد توجه است و اختصاص به مؤمنين هم دارد، زيرا تنها ايشانند كه از علوم آن حضرت استفاده مي كنند. ( کتاب اصول کافی ، جلد 2 ، کتاب حجت ، باب نادر ، صفحه 276 ترجمه مصطفوی ).

استاد رحیمی با یقین کامل در اکثر جلسات ابراز می دارند که حضرت در جلسه حضور دارند ، وما اگر به این باور برسیم، دو اثر مهم برایمان خواهد داشت ، اول این که در حضور حضرت رعایت ادب را می کنیم از این حیث که کلامش را با دقت بیشتر و توجه بیشتر مد نظر قرار داده به کارهای جانبی ( صحبت کردن و تلفن پاسخ دادن و …) نمی پردازیم ، دوم اینکه این باور به فهم نهج البلاغه کمک می کند زیرا خوراننده غذای علمی به کسی که حضورش را باور داشته باشد ، می خوراند و ابهامات و سوالاتش را پاسخ می دهد.
دلیل استاد رحیمی بر این موضوع : از حضرت عزرائیل سوال کردند شما چطور می توانی در آن واحد جان یکی را در شرق عالم و جان دیگری را در غرب عالم بگیری؟
ایشان فرمود: اگر ظرفی در اختیارتان باشد چه حالی نسبت به آن ظرف دارید، هر گوشه ظرف را که بخواهید می توانید دست ببرید، کل زمین برای من مثل همان ظرف است که هر لحظه اراده کنم هر گوشه اش را دست بزنم می توانم.وقتی حضرت عزرائیل علیه السلام چنین توانایی دارد ، اهل بیت علیهم السلام که در رتبه بالاتری از ملائک مقرب قرار دارند ،قطعا می توانند در آن واحد در چند مکان حضور داشته باشند .
دلیل دوم فرمایش حضرت که در خطبه 87 نهج البلاغه فرمودند :
ای مردم ! این روایت را از خاتم پیامبران (صل الله علیه و آله ) یاد بگیرید که فرمود:
« هر کس از ما( معصومان) می میرد ، [در حقیقت] نمرده [و زنده] است و هر جسدی از ما که
[تصور می کنید] می پوسد ، [در واقع] نمی پوسد. پس آنچه را نمی دانید، نگویید زیرا بیشتر حقایق در چیزهایی است که انکار می کنید.

استاد ارجمند حاج بهرام رحیمی بعد از خواندن عبارات خطبه غدیر که در آنها توسط پیامبر اکرم صل الله علیه و آله تاکید بر این شده که امیرالمؤمنین علیه السلام صاحب اختیار شماست از اعضای جلسه تک به تک بصورت کارگاهی می پرسند ؟ صاحب اختیار شما کیست ؟ و آیا صاحب اختیار خود را خداوند و اهل بیت قرار داده ایم ؟
در پاسخ : افراد مبتدی و ناآشنا با جلسه می گویند بله ، صاحب اختیار ما خداوند واهل بیت علیهم السلام هستند . که استاد تاکید می کنند که اگر اینگونه بود که عالَم گلستان می شد ، و حضرت حجّت حدود 1200سال درپس پردۀ غیبت نبودند ، علت غیبت حضرت این است که به ایشان اختیار نداده ایم ، ایشان اذعان می دارند که عمدۀ اختیار ما در مالکیت نفس امّاره و بعد شیطان و بعد خانواده و زن وفرزندمان است ، و اگر اطاعتی از خداوند و اهل بیت علیهم السلام هم باشد ، در مقایسه با آن سه مورد ذکر شده ، بسیار ناچیز است .در اینجا استاد می فرمایند ما باید دستورات اهل بیت علیهم السلام علی الخصوص دستورات امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه را خوب بفهمیم و عمل کنیم تا صاحب اختیار مان باشند . و در پایان دعا می کنند که خداوندا ! صاحب اختیار ما را خداوند و اهل بیت ( علیهم السلام ) قرار بده و صاحب اختیار ما را نفس و شیطان و زن و فرزند قرار مده . ( الهی آمین ).

در اکثر جلسات استاد بصورت کارگاهی ، سئوالاتی از اهل جلسه می پرسند که بعضا افراد تازه وارد اشکال می کنند که چرا سوال می کنید و از عیوب می پرسید ، بنیانگذار نهضت نهج البلاغه خوانی آسان در این زمینه می فرمایند : وقتی ما معتقدیم حضرت در جلسه حضور دارند و ایشان بعد رسول خدا ، طبیب طبیبان عالَم هستند، وقتی پیش طبیب هستی اگر ابراز سلامت کنی ، درد هایت درمان نمی شود ، و اگر بگویی می دانم ، جهلت درمان نمی شود ، پس نزد طبیب دردهایت را بگو و مریضی هایت را شکوه کن و بگو یا علی من نادانم و هیچ نمی دانم ، شما یادم بدهید؟ و من مریض هستم ،شما درمانم کنید . وقتی اینگونه شد حضرت هم درمان می کند و هم جهل انسان را به عقل تبدیل می نماید .

سلام خدا بر آقا امیر المومنین علیه السلام در نامه 53 ، بخشی از بند 4 فرمودند : هرگز شخص بخیل را در مشورت خود وارد نکن، که از فضل و بخشش باز می دارد و تو را از فقر می ترساند. همچنین هرگز با ترسو مشورت نکن، که تو را در کارها سست و ناتوان می کند؛ و با حریص و طمعکار مشورت نکن، که سیری ناپذیری به سبب ستمکاری را برایت زیبا جلوه می دهد. بخل، ترس و حرص، غریزه های گوناگونی اند که بدگمانی به خداوند، آنها را [در انسان] جمع می کند.
همچنین حضرت در حکمت 38 نهج البلاغه 4 نکته مهم را در مورد انتخاب دوست تاکید می کنند و می فرمایند: تا زمانی که به این نکته ها عمل می کنی به تو ضرر نمی رسد:
پسرم! از دوستی با احمق دوری کن، برای این که او می خواهد به تو سود برساند ولی به تو ضرر می زند. از دوستی با بخیل دوری کن، زیرا آن موقعی که به او سخت نیازمندی به تو کمک نمی کند. از دوستی با بدکار دوری کن، برای این که او تو را به چیز کمی می فروشد؛ و از دوستی با دروغگو دوری کن، زیرا او مانند سراب است: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را به تو دور نشان می دهد.
استاد رحیمی در ذیل این دو مطلب از نهج البلاغه می فرمایند: دنبال کسی نگردید که این صفت ها را داشته باشد ، نهج البلاغه شبیه آینه ، عیب هایتان را به شما نشان می دهد، و می فرمایند همه مردم ( غیر معصومین ) این عیب ها را کم و بیش دارند ، مگر کسانی که به امیرالمؤمنین علیه السلام چَشم گفته باشند ( تسلیم اوامر اهل بیت علیهم السلام باشند ). ولذا ما باید مشاور خودمان را امیرالمؤمنین علیه السلام قرار دهیم ، و هر چه فرمودند بدون چون و چرا تسلیم اوامرشان باشیم، وقتی اینگونه شدیم بواسطۀ حضرت ، و بواسطۀ نهج البلاغه می توانیم به دیگران مشورت دهیم ، مشروط به اینکه نظرات شخصی خودمان را دخالت ندهیم و عین کلام حضرت در هر موضوع را بیان کنیم ، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر .

سلام خدا بر آقا امیر المومنین علیه السلام فرمود :
(چهار توفیق مهم )هر کس چهار چیز به او داده شود، از چهار چیز محروم نمی شود: هر کس توفیق دعا کردن به اوداده شود، از اجابت دعا محروم نمی شود، هر کس توفیق توبه به او داده شود ، از قبول شدن توبه محروم نمی شود. هر کس توفیق استغفار به او داده شود، از آمرزش محروم نمی شود؛ و هر کس توفیق شکرگزاری به او داده شود، از زیاد شدن[ نعمت ها] محروم نمی شود. (حکمت 135)
فرمایشات استاد : استاد رحیمی ، این توفیقات را بسیار اهمیت داده و غنیمت شمرده پس از این حکمت اینگونه دعا می کنند و جمعیت حاضر در جلسه « الهی آمین » می گویند .
خداوندا ! به ما توفیق دعا کردن عطا بفرما بعد برای ظهور حضرت حجت دعا می کنند .
خداوندا ! ما را از اهل توبه قرار بده و گناهان ما را بیامرز .
خداوندا ! ما را از مستغفرین قرار بده .
خداوندا ما را از شاکرین قرار بده .

در نهج البلاغه ، در مواردی که سخن از روزی می شود ، استاد می فرمایند اگر می خواهید بدون زحمت ( کم کار کنید و زیاد روزی داشته باشید ) مایحتاج اولیه زندگیتان که تامین شد ، بیش از آن فعالیت نکنید و مابقی وقتتان را برای امیرالمؤمنین علیه السلام کار کنید .هم دنیایتان آباد می شود و هم آخرتتان و بعد استناد می کنند به حکمت 269 نهج البلاغه .
سلام خدا بر آقا امیر المومنین علیه السلام فرمود :
(مردم شناسی) : مردم در دنیا در کار کردن دو دسته اند: یکی آنکه در دنیا برای دنیا کار می کند ، و دنیا او را از آخرتش غافل می سازد. او بر بازماندگان خود از تهیدستی هرآسان است، و از تهیدستی [آخرت] خود نمی ترسد؛ پس عمر خود را در راه سود دیگران از دست می دهد. دیگری آن که در دنیا برای آخرت کار می کند، و آنچه از دنیا برای اوست بدون این که [برای دنیا] کار کرده باشد به او می رسد؛ پس او بهرۀ هر دو جهان را به دست می آورد ، و مالک هر دو جهان می شود، و پیش خدا آبرومند می گردد، و هر حاجتی از خدا درخواست می کند، روا می شود.
همچنین در مورد روزی :
سلام خدا بر آقا امیر المومنین علیه السلام فرمود :
( انواع روزی )
روزی بر دو نوع است : روزی ای که به دنبال انسان است و روزی ای که انسان به دنبال آن است .
هرکس به دنبال دنیاست ، مرگ هم به دنبال اوست تا او را از دنیا بیرون کند ،و هرکس خواهان آخرت است ، دنیا به دنبال اوست تا او روزی خود را به طور کامل از دنیا بگیرد .( حکمت 431).

در کجای این مملکت ما دستورات و فرامین حضرت اطاعت و اجرا می شود ؟
در آموزش و پرورش ما ، در ادارات ما ، در دانشگاههای ما ، در حوزه های علمیه ، در کجا اجرا می شود؟ ، اگر کسی سراغ دارد بفرماید ، علت چیست چرا تعطیل است ؟ و چه کسانی تعطیل کرده اند؟ آیا دشمنان تعطیل کرده اند یا دوست نمایان و دوستان بی عرضه ! ، دشمن که کارش دشمنی است و از او توقعی نیست، این دوستان اهل بیت علیهم السلام بوده اند که بعضی برای اسم درآوردن ، بعضی برای نان درآوردن این کار را کردند . عالم و عارف و همه دسته جمعی حرف زدند و اجازه ندادند و مجال ندادند حضرت صحبت کنند .





احادیث و روایات : ( صراط روی گردانی شده …)
« وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا » حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله سلم) فرمودند : پروردگارا ! قوم من این قرآن را رها کردند، و حضرت امیر المومنین علیه السلام ذیل این آیه فرمودند : من همان ذکری هستم که فراموش شد، همان راهی هستم که از آن سرپیچی شد ، همان ایمانی هستم که به آن کفر ورزیده شد، همان قرآنی که مهجور ماند، همان دینی که تکذیب شد و همان صراطی هستم که از آن روی گردانی شد.
( الکافی جلد 8 صفحه 28 حدیث 4 و تفسیر البرهان ذیل آیه 30 سوره فرقان)

احادیث و روایات :
[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن سائب کلینی گفت، وقتی حضرت صادق علیه السّلام به عراق آمد در حیره منزل کرد. ابو حنیفه خدمت امام علیه السّلام رسید و چند سؤال کرد، از آن جمله پرسید، فدایت شوم امر به معروف چیست؟ فرمود: ابو حنیفه! معروف آن کسی است که در میان اهل آسمان معروف و در میان اهل زمین معروف است و او امیر المؤمنین علی بن ابی طالب است. عرض کردم: فدایت شوم، منکر چیست؟ فرمود: آن دو نفر که به او در مورد حقش ستم روا داشتند و مقام او را گرفتند و مردم را بر دوش او سوار کردند. ابو حنیفه گفت: مگر منکر این نیست که ببینی شخصی مشغول معصیت خدا است و او را بازداری؟ امام صادق علیه السّلام فرمود: این امر بمعروف و نهی از منکر نیست، این کار خوبی است که انجام داده.